PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خاطرات جبهه


  1. ۞ ۞ كرامات شهدا ۞ ۞
  2. ٫،٫، خاطرات تفحص پیکر شهیدان دفاع مقدس ٫،٫،
  3. داغ حسین و اشک همت
  4. ترکش ولگرد!! (خاطرات طنز دفاع مقدس)| (-:
  5. ۞۩۞ رویاهای صادقه شهیدان عزیزمان ۞۩۞
  6. به خدا «آويني» را من به فكه نبردم
  7. خواب دیدن جهان آرا ( یک دست نوشته از شهید باقری)
  8. ..::|خاطراتی از شهید بزرگوار: آقا حسن باقری|::..
  9. ..::|خاطراتی از شهید بزرگوار: حاج محمد ابراهیم همت|::..
  10. |^|^|^| خاطرات پزشکان در جبهه |^|^|^|
  11. عکس یادگاری با دشمن !!!
  12. جبهه / شعر / *انشاالله مباركش باد* \ شعر \ جبهه
  13. خاطره ای درباره شهید سیاوش عیسی نژاد فرمانده گردان فجر
  14. *خاطره* بازماندگان لشگر كوفه *خاطره*
  15. عشق چه كارها كه نمی كنه! (خاطراتی از شهید بزرگوار علم الهدی)
  16. مرا صدا بزن برادر! (خاطرات جبهه)
  17. ๑۩๑ روزی جنگی بود ... ۞ خاطرات ناب دفاع مقدس ๑۩๑
  18. شیمیایی‏ها در اوج غربت می‏روند........
  19. اگر خون پاک شهدا نبود این عمامه بر سر بنده و جنابعالی نبود ...
  20. دریا و موجها بد جور با قایقهای ما غریبی می کردند
  21. قله 1100 گچی را فقط با یك شهید فتح كردیم
  22. مصطفی پیام مورچه را فهمید
  23. قناصه و دوربین * خاطرات جبهه *
  24. فرمانده قلبها - يادی از سردار شهيد حاج حسين بصير
  25. سردار شهيد يوسف شريف، بر خاک سجده کرد تا به آسمان برسد
  26. شهيد كاظمي خیلی راحت با خداوند ارتباط برقرار می کرد
  27. حسين از عرفاي جبهه بود و زيبا ترين نماز شب را مي خواند
  28. خاطره ای از بر وبچه های تفحص
  29. از حنابندان من عکس بگير!
  30. فرمانده گردان نصف پلاکم را شکست
  31. «بابا شدن» چه آسون «بابا موندن» چه مشکل!
  32. به مجنون گفتم زنده بمان
  33. احمد متوسليان با تدابير و دورانديشي جنگ را هدايت مي‌كرد
  34. خاطره ای شگفت از دو شهید !!
  35. تبليغات لشكر ................. تبليغات لشكر
  36. •.ღ.• خورشید در جبهه •.ღ.• خاطرات رزمندگان از حضور مقام معظم رهبری در جبهه •.ღ.•
  37. مادرم فاطمه زهراء گفت که به جهاد برو !!!!
  38. شالهای سبز ........ خاطرا ت حاج علی مالكی‌نژاد از جبهه های جنگ
  39. اولین تجربه مرگ و زندگی ...( خاطرات جبهه )
  40. در والفجر 8 بر سر "گردان خط شکن غواص" لشگر 14 امام حسین چه آمد؟؟
  41. خاطره ای مشترک و بسیار زیبا از سرداران شهید مهدی و حمید باکری و حاج محمد ابراهیم همت
  42. این الخمینی است" روزی ده بار شلاق بزنید.
  43. ورود نامحرم ، ممنوع !
  44. با ماشین بیت المال ؟؟؟
  45. ميكائيل داره با هاتون حرف مي‌زنه
  46. طرف گفت من فقط مي‌تونم توي غرب بجنگم
  47. شهید سبحانی در کلام حاج حمید صفری همرزم و شاگردش
  48. گفت: نترس ! ما از اون ها نيستيم كه سر مي‌بُرند
  49. از جناب "سرهنگ سيم خاردار " مرخصي گرفتيم
  50. ضد انقلاب با چاقو پوست صورت آن پاسدار را كنده بود
  51. گفتم: با اجازتون اين دفعه ديگه شهيد مي شم
  52. انگار نه انگار که یه روزی به این دست یه آدم وصل بوده
  53. زیر شمشیر غمت رقص کنان خواهم رفت ...
  54. هر روز ممکنه شهید بشی
  55. حسين خرازى به فرمانده سپاه هفتم عراق: امشب تو را در ميدان شهر بصره مي بينم
  56. ديدم مغز يكي از بچه‌ها روي دستم پاشيده
  57. از نامه های شهید شیمیایی حسین صدری، خطاب به خانواده اش
  58. ضد انقلاب سر افسر ارتش را با ميخ سوراخ كرده بود
  59. سرش را نشانه گرفتم و شليك كردم
  60. خاطره ای از: سرتیپ خلبان "علی بختیاری"
  61. « نماز شب محمود ترک نمی شد »
  62. عاشقانه‌هاي يك كلمن!
  63. با اجازتون اين دفعه ديگه شهيد مي شم
  64. وقتی کفن را از صورتم کنار زدند
  65. از کربلا تا کربلا!
  66. من فقط مي‌تونم توي غرب بجنگم
  67. ::: ده روز محاصره در قله ویزان ::: روياي عجيب :::
  68. ღ شهيد امام رضا (عليه السلام) --- ღ --- خاطره ای از تفحص شهدا ღ
  69. رودخانه وحشی و 300 قربانی ////عملیات محرم و حوادث آن
  70. جانم را به او بدهکارم ... به یاد دانش اموز شهید، منصور محمدی
  71. مي خواهم حالا حالاها شهيد نشوم
  72. فرياد كشيدم: مگه با تو نيستم حاجي؟ بزن
  73. ديوارنويسي‌هاي يك جاسوس
  74. ناگفته‌هايي از يك «ناگفته» ... هیچ کدام پیدایشان نشد !!!
  75. عليرضا نذر امام رضا (ع)بود
  76. خواهر دعا کن!
  77. اگه مي‌خواي زنده بموني خودتو بكش دنبال من
  78. یه خاطره ی باحال اما واقعی؟؟؟
  79. روز اول محرم و تفحص
  80. يك رزمنده:‌ 4 شبانه‌روز زمين را با دست كنديم تا حسينيه برپا كنيم
  81. ماجراي قطع شدن دست رزمنده‌اي به نام عباس هنگام آوردن آب
  82. عزاداري رزمندگان روي تيغ‌زارها به روايت يك جانباز
  83. شهيدي كه زير آفتاب مانده بود
  84. خاطراتي سبز از ياد شهيدان
  85. محرم در آيينه 8 سال دفاع مقدس/عاشوراخواني رزمندگان در شب 22 بهمن
  86. حاج حميد «ماست فروش» --- خاطرات دفاع مقدس
  87. تپه شهدا را آزاد کردم
  88. رهبر خطرناک ايراني !( شهيد نواب صفوي )
  89. ثواب نماز در حال دویدن !
  90. ما همون چارتا استخون و یه پلاکیم
  91. نامه دختر 9 ساله به رزمندگان
  92. مگه همه ی رزمنده ها کولر دارند
  93. رشوه داد ، رزمنده شد !
  94. شبهای زیبای کربلای پنج .........!
  95. كسي به حسن ملاحت به يار ما نرسد / خاطره زیبای آیت الله خامنه ای از امام در زمان جنگ !!!
  96. ماجرا های داش ولی، در جبهه
  97. ماجراهای پسر فداکار
  98. مروارید گم شده رهبر
  99. فرمانده رشید گردان
  100. نماز شب محمود ترک نمی شد
  101. خاطراتی از شهید خرازی
  102. فقط طلائیه رفته ها بخوانند : خاطراتی از فرمانده شهید ، حسین خرازی
  103. "بی‏انصاف‏ها انگشتم را شکستند!"
  104. درس هایی از زندگی شهید حاج عبدالله نوریان
  105. روایت بی منت
  106. شکلات شهادت
  107. نشانی برای هشت سال بعد
  108. شهدای مظلوم ...!
  109. پدرم می‌گفت خستگی کار با یک تبسم «آقا» از تنم بیرون می‌رود( شهيد صياد شيرازي)
  110. خاطرات منتشر نشده ای از شهید صیاد شیرازی
  111. عملیات بی برگشت :
  112. عنایت امّ ابیها، سلام الله علیها :
  113. پسر جون، نرو جبهه، صد تومنت می دم
  114. خاطره تپه 124 ( خاطره سيد كاظم حسيني)
  115. شهیدی که صدام پایش را گاز گرفت
  116. دو روایت از یک شهید
  117. حتما بخونید: حماسه گردان سلمان چه بود؟
  118. شهید برونسی و لطف امام هشتم
  119. چگونه به جاي يك دختر خارجي ، برادر پاسداري را تحويلم دادند !
  120. خاطرات جبهه ها
  121. 2/5کیلومتر دورتر از دوکوهه
  122. ماجرای توپ فرانسوی ...!
  123. آقا معلم آر پی جی زن
  124. رویای شهادت ... !
  125. خدا كند جنازه من به دست شما نرسد
  126. دعوتنامه ای برای شهادت
  127. مسیح کردستان به روایت شهید همت
  128. به هر قیمتی شده ازت محافظت می کنم
  129. برای اولین بار بود که گریه کردن جهان‌آرا را دیدم
  130. تا زن نگیری، به بهشت نمی ری!!
  131. مجموعه روايت هاي سقوط خرمشهر
  132. حاجی من اینارو پرونده میکنم یه روزی میکشونمت دادگاه.
  133. ۞ مقاومت در خرمشهر ۞ مجموعه خاطرات ۞
  134. سرتیپ عبدالعزیز الحدیثی... جاني روزهاي خرمشهر
  135. "جهان آرا" با بنی صدر دست به یقه شد!
  136. بهشت زهرا (س)، قطعه‌ی 24 ردیف 43
  137. شوخی در وسط میدان جنگ
  138. دیوار نوشت های معروف خرمشهر
  139. قدی به اندازه یک ‌ژ-3( خاطره اي از شهيد بهنام محمدي )
  140. روایتی از تفحص پیكر شهید علی هاشمی
  141. خرمشهر به روايت «آقا»
  142. بخشی از خاطرات جبهه راوی جبهه و جنگ، مرحوم حجت‌الاسلام برادران
  143. یک قدم تا اسارت خاطره اي از"سرهنگ خلبان غلامرضا کاشفی "
  144. دریغ از یک فریاد
  145. آیة الکرسی بلدی؟( خاطرات جبهه و جنگ)
  146. آخرین لبخندی برای همیشه
  147. رقص چمران در برابر مرگ
  148. خاطرات سردار باقرزاده است از تفحص شهدا
  149. از زمین و زمان كنده شده بود ( خاطره ای از شهید "علی تجلایی" )
  150. شوت موج
  151. خودش خواست، کشتمش!
  152. کنار نامش نوشت «شهید» و رفت
  153. پفک خوری عراقی ها
  154. ده خاطره کوتاه از شهید چمران
  155. تاگفتم"لا اضحک"عراقی ها خندیدند
  156. سنگر ساندویچی و تركش فلفلی
  157. کوله باری از عشق
  158. جنگی که بود، از نگاه یک سرباز. روایتی که تا کنون نشنیده‌اید.
  159. نماز جماعت با بوي ماهى
  160. به این می‌گن عشق‌بازی با خدا
  161. اي بني صدر! واي به حالت
  162. خاطراتی از دیده بان جنگ، تقی عزیزی، درباره ی عملیات کربلای یک
  163. طرح موثر واقع شدن گلوله های خمپاره 60
  164. شهیدی که از شهادت خود خبر داشت ...!
  165. ناگفته های مادری که پس از شانزده سال هنوز پیکر شهیدش سالم بود
  166. بسیجی به حاج احمد گفت: شکایتت را به حاج احمد خواهم کرد
  167. خاطره‌اي از سپهبد شهيد علي صياد شيرازي در مورد عمليات مرصاد
  168. كسى كه كشته نشد،از قبیله ما نیست
  169. چیزی از خودش روی خاک نگذاشته بود...
  170. می‌کشمت مزدور!
  171. همنوا با شناور دریا / خاطراتی از سردار اباذری
  172. خاطر‌اتی از شهید صادق غفاری، به نقل از شهید ابوطالب غفاری
  173. روز بدی بود! خاطره ابراهیم حاتمی‌کیا از عملیات مرصاد
  174. گروهک منافقین و رهبری آن بعد از پایان عملیات مرصاد
  175. خاطراتی جذاب از سیدالشهدای انقلاب
  176. سيدصدر
  177. زنده به گور
  178. عاشقی 13ساله.
  179. وما رمیت،اذرمیت ولکن الله رمی
  180. پیکر شهدا را این طور پس گرفتیم
  181. بازگشت از ديدار
  182. شربت آلبالو
  183. برای اولین بار بود که گریه کردن جهان‌آرا را دیدم
  184. لباس پاسداري‌ام را به تن پسرم بپوشانيد
  185. دانیال نبی
  186. نوجواني كه برجك تانك را پراند
  187. وقتی آبگوشت عراقی خوردیم!
  188. در آغوش پدر
  189. خون سرخ
  190. ذره بین
  191. ساقه های طلایی