^ Back to Top
آخرين ارسال های گفتمان دینی

صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

موضوع: تساهل و تسامح از منظر دین

  1. #1
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    معناى تساهل و تسامح
    الف ـ در لغت

    تساهل، تسامح، تحمل و مدارا هر چند از جمله مفاهيمى است كه برابر با واژه تلرانس (Tolerance) به كار مى رود و با آن داراى اشتراك معنايى مى باشد، اما وجه تمايزهايى نيز با آن دارد. واژه Tolerationبه معناى تحمل كردن، ابقا كردن و اجازه دادن است و در معناى جديد غربى آن، بيش تر در ويژگى روش سياسى حكومت به كار مى رود1 تا شيوه هاى اخلاقى يا دينى، در حالى كه تساهل و تسامح و يا مدارا در ادبيات فارسى، بيش تر مفهومى اخلاقى است تا سياسى. اما متأسفانه واژه مذكور در فارسى به معناى تساهل، تسامح، مدارا و تحمل ترجمه شده است. اين در حالى است كه هر يك از واژه هاى مزبور، خود داراى معناى متفاوتى نسبت به يكديگر است. در واژه «تسامح»، همواره نوعى بزرگوارى، بزرگ منشى، احسان، بخشش و توانايى وجود دارد; واژه «تحمل» به معناى حمل كردن، مقاومت كردن و تاب آوردن و بردبارى است، در حالى كه واژه «تساهل» و «تحمل» با نوعى زبونى، ضعف، سستى و ناتوانى همراه است و اين دو در مقابل يكديگر است. بدين روى، براى رفع محذور، «تلرانس» را در فارسى به «حلم» ترجمه كرده اند; زيرا حلم يعنى تحمل ناگوارى ها در عين قدرت و قوّت، بر خلاف تحمل و صبر كه آدمى ناگوارى ها را بر خود هموار مى كند، بدون اين كه قادر به دگرگون كردن اوضاع باشد.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  2. #2
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    ب ـ در اصطلاح

    تساهل و تسامح در يك بيان، آن گونه رفتارى است كه صرفاً به تحمل عقايد مخالف قناعت نكند، بلكه به صاحبان آن عقايد اجازه اظهار نظر بدهد. چنين رفتارى در جامعه اى است كه گروه ها و احزاب اجتماعى مختلف در كنار يكديگر با عقايد و افكار متفاوت و رسوم و سنّت هاى گوناگون زندگى مى كنند. در واقع، همان گونه كه از تعريف مزبور برمى آيد، تساهل بيش تر روش و شيوه سياسى حكومت و ابزارى است براى كاهش تضادها و بحران ها در جامعه; چرا كه اگر حكومت نتواند با سعه صدر و با تساهل و تسامح، با گروه ها و تكثّرها و آداب و رسوم و صاحبان فرهنگ هاى مختلف برخورد كند، نه تنها قادر به مهار فشارها و تنش ها در جامعه نخواهد بود، بلكه اين تنش ها و اختلافات منجر به انحرافات و تضادها و حتى بحران هاى غير قابل مهار خواهد شد.
    بنابراين، براى تحقق تساهل و تسامح، شرايطى لازم است; از جمله اين كه اولاً، در جامعه، تنوع افكار و تعدد عقايد وجود داشته باشد. پس در جامعه بدون تعدد افكار و تنوع عقايد و حتى مدارا و بردبارى مردم يك جامعه يك رنگ و يك دست عقيدتى و بدون تنوع عقايد، تساهل و تسامح مفهومى ندارد.
    ثانياً، در جامعه قدرت حاكمى وجود داشته باشد كه عقايد مخالف را با سعه صدر و از روى آگاهى و اقتدار تحمل نمايد. پس تحمل از روى ضعف و ناتوانى و سستى و يا از روى بى اعتنايى و بى تفاوتى و نيز از روى جهل، از قلمرو تساهل و تسامح خارج است.3
    بنابراين، بر خلاف كسانى كه تساهل و تسامح را به پذيرش عقايد مخالف معنا كرده اند4 تساهل ـ در اين معنا ـ هرگز به معناى پذيرش عقايدى نمى باشد كه مورد قبول انسان نيست يا پذيرش عقايدى كه با نظر انسان متفاوت است; زيرا اگر كسى عقيده اى را قبول نداشته و با آن مخالف و بدان معترض باشد، چگونه ممكن است آن را بپذيرد؟ در صورت پذيرش عقيده مخالف، آيا اين به منزله اعتراض نداشتن و مخالفت نورزيدن و بى تفاوتى نسبت به آن نيست؟ بنابراين، در صورتى كه نسبت به عقيده اى معترض نبوده و يا مخالف آن نيستيم و آن را مى پذيريم، ديگر نمى توان چنين نگرشى را تساهل ناميد، «بى تفاوتى» نام بهترى براى چنين نگرشى است.5
    حاصل آن كه تساهل و تسامح در جامعه، يعنى از روى آگاهى و اقتدار و با سعه صدر، به عقايد و روش ها و منش ها و جريانات سياسى مخالف امكان اظهار وجود دهيم و وجود تكثّر و تنوّع عقايد و افكار را بپذيريم.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  3. #3
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    رابطه تساهل با بى تفاوتى، تحمل و ترديد

    روشن شد كه تساهل يعنى تحمل و نه پذيرش عقايد مخالف و اين موضوع كاملاً با بى مبالاتى و بى تفاوتى نسبت به عقايد مخالف متفاوت است; چرا كه لازمه تساهل، تحمل عقيده اى على رغم ميل باطنى و نپذيرفتن و نيز نامطلوب و منفور دانستن آن است. بنابراين، در تساهل ميل به مخالفت و اعتراض و نپذيرفتن نظر و عقيده مخالف اصل است، در حالى كه در بى تفاوتى و بى اعتنايى، شخص هيچ احساسى نسبت به چيزى ندارد و از اين رو، نسبت به آن بى اعتناست، نه اين كه نسبت به آن متساهل باشد; زيرا وقتى آدمى هيچ احساسى نسبت به چيزى نداشته باشد، نمى توان گفت آن را مكروه يا ناصواب مى شمارد. بسيارى همچون هابز، كه به دين بى اعتنا بوده اند، با تسامح دينى نيز مخالفت ورزيده اند و بسيارى از جمله جان لاك، كه داراى اعتقادات دينى بوده اند، از تسامح دينى نيز طرف دارى كرده اند.6
    در خصوص تفاوت تحمل با تساهل، بايد گفت: تساهل نوعى تحمل از روى آزادى، اختيار و آگاهى است و اين تحمل از موضع قدرت صورت مى گيرد، در حالى كه تحمل از موضع ضعف اعمال مى شود. و عامل تساهل، قدرت سركوب دارد، ولى سركوب نمى كند.
    اما رابطه تساهل و ترديد اين گونه است كه تساهل انتقاد و اعتراض نسبت به موضوع تساهل است، ولى وقتى عدم سركوب ناشى از ترديد نسبت به ضرورت آن و يا نسبت به نفس اعتراض باشد، ديگر تساهلى در كار نخواهد بود7 و چون تساهل عبارت است از مداراى صبورانه در خصوص چيزى مكروه يا ناصواب است، از اين رو، تساهل و تحمل از آزادى نيز متمايز است.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  4. #4
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    پيشينه تساهل و تسامح

    مفهوم تساهل و تسامح در تاريخ مغرب زمين، ابتدا صبغه دينى داشت و در زمينه مذهب پديد آمد. از آن جا كه يونانيان به خدايان متعدد اعتقاد داشتند، نسبت به مراسم و نهادهاى دينى گوناگون چندان حساسيت نشان نمى دادند و اعتقادات كلامى گوناگون را مى پذيرفتند. سقراط و فيثاغورثيان هم در چنين جوامعى سخت مورد پيگرد و مجازات قرار گرفتند، اتهامشان دلايل صرفاً دينى نداشت، بلكه تهديد اخلاق و امنيت سياسى جامعه بود. مسيحيت اوليه نظم اجتماعى و اخلاقى امپراتورى روم را، كه مبتنى بر پرستش خدايان بود، بر هم زد و به همين دليل، از سوى روميان مورد عدم تساهل و بى مهرى قرار گرفتند، اما پس از گسترش و دولتى ساختن دين مسيحيت، خود را در برابر رفتار و عقايد مخالف به تدريج، نامتساهل ديد تا جايى كه در اواخر قرون وسطى، عدم تساهل به شدت بر كليسا حكم فرما شد. بدين سان، سرپيچى از رهنمودهاى كليسا هم پايه طغيان در مقابل دولت به شمار مى رفت و بدعت و مخالفت كليسا هرج و مرج شناخته مى شد و كليسا تنها مفسر بر حق كلام خدا بود و مخالفان آن به شدت سركوب مى شدند; قديس آگوستين، كه از نخستين مدافعان ممنوعيت فعاليت بدعت گذاران و گم راهان بود، مجازات مرگ را براى آنان جايز مى شمرد. از اين پس، از نظر كليسا مدارا و روادارى نسبت به گمراهان و مخالفان دينى، نوعى ظلم در حق آنان به شمار مى آمد و از اين رو، برخورد و سركوب گم راهان سبب نجات آنان از عذاب ابدى بود! جريان عدم تساهل در اواخر قرون وسطى، شتاب بيش ترى به خود گرفت. در عصر نوزايى و تحولات جنبش اصلاح دينى و نهضت دين زدايى، مسيحيانِ اروپايى غالباً تساهل را قبول نداشتند و طرف داران تساهل و تسامح در اين دوره، بسيار اندك بودند. كليساهاى اصلى پروتستان، خواه لوترى و كالونى و خواه انگليسى، همان قدر نامتساهل بودند كه كليساى كاتوليك; چنان كه كاتوليك ها هوبماير را سوزاندند. (1528) به همان سان، كالوينيست ها نيز سروتيوس را به آتش كشيدند (1553)، هواداران لوتر، مونتزر را دست خوش حريق نمودند (1525) و زوينگليان ها، مانز را غرق كردند. (1527)8
    اولين بار مفهوم تساهل و تسامح در قرن هفدهم، مشخصاً در انديشه سياسى به كار گرفته شد; ابتدا اين مفهوم به معناى پذيرش حق انتخاب مذهب توسط فرد و عمل بدان بود و به تدريج، به معناى تحمل اعتقاد هر عقيده اى را شامل شد. با مرورى بر پيشينه اين مفهوم در جوامع غربى، درمى يابيم كه تساهل و تسامح پيش از آن كه نشأت گرفته از طرز تفكر افراد يا گروه هاى خاص مذهبى باشد، حاصل وضعيت كشاكش و تنازع ميان آنان بوده است و هيچ يك از فرقه هاى متعصب احتمال تعدد عقايد را نمى پذيرفتند. در عين حال، هيچ شخص يا گروهى به قدر كافى نيرومند نبود تا عقايد و فرقه هاى مخالف را سركوب نمايد.
    بنابراين، آنچه مى توان گفت اين است كه انديشه تساهل در غرب، از درون عنصر اعتقاد و منازعات شديد مذهبى و تفرّق دينى در اروپا پديد آمد و بستر اصلى و محرّك و انگيزه مهم پديد آمدن تساهل، عمدتاً مذهبى بوده است.9
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  5. #5
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    ريچارد مك برين (Richard Mc. Brien)چهار مرحله متفاوت در رويكرد مذهب كاتوليك نسبت به ساير اديان باز شناخته است:10

    در مرحله نخست، مسيحيت تنها خود را دين نجات بخش و ساير اديان را باطل مى دانست.
    مرحله دوم در قرون وسطا، كليساى مقدس روم در شوراى عمومى فلورانس در سال 1446 اعلام كرد: «هيچ كس بيرون از كليسا باقى نمى ماند»; يعنى مسيحيت دينى فراگير است.
    مرحله سوم مربوط به قرن نوزدهم و متأثر از نفوذ ليبراليسم است كه همه اديان را به يك اندازه درست و خوب مى داند، به شرط آن كه مطابق با عقل باشند.
    در مرحله چهارم، شوراى واتيكان دوم در دهه 1960، تساهل بيش ترى به ساير اديان نشان داد. اين شورا حتى عقايد غير دينى را محترم دانست; زيرا معتقد بود اين عقايد ممكن است بهره اى از حقيقت داشته باشند و سرزنش و نكوهش افراد به دليل عقايد غيردينى مجاز نيست.
    بنابراين، از جمله عوامل اصلى شكل گيرى پديده تساهل و تسامح در مغرب زمين، سخت گيرى و حاكميت مطلق و بى چون و چراى ارباب كليسا در قرون وسطا، نزاع و كشمكش ميان دولت و كليسا در عصر نوزايى و نيز تأكيد بر خلوص ايمان و پرهيز از نفاق و رياكارى بود; زيرا تحميل عقيده موجب تظاهر و رياكارى است و هر كس آزاد است مذهب مورد نظر خود را انتخاب نمايد.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  6. #6
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    ادّله دفاع يا ردّ تساهل و تسامح

    همان گونه كه گذشت، هر چند بحث از تساهل و تسامح در مغرب زمين ابتدا صبغه دينى داشت، اما به تدريج، در عرصه هاى گوناگون سياسى، اجتماعى اخلاقى و فلسفى نيز اين مفهوم با اندك تفاوتى مطرح گشت. البته تساهل و تسامح در عرصه سياسى، قطعاً معنا و مفهومى متفاوت از تساهل و تسامح در عرصه دينى دارد و نيز اين مفهوم در عرصه فلسفى، معناى متفاوتى از خود در عرصه اجتماعى بر جاى گذاشته است. به هر روى، برخى به دفاع از تساهل پرداخته و برخى نيز دفاع از عدم تساهل را مبناى كار خويش قرار داده اند. اما عمدتاً مى توان از سه منظر سياسى، مذهبى و فلسفى بر تساهل و تسامح و يا عدم تساهل و تسامح استدلال نمود.11
    الف ـ تساهل سياسى
    مهم ترين استدلال از منظر سياسى در دفاع از تساهل يا ردّ آن را مى توان اين گونه بيان كرد:
    حفظ امنيت، يكپارچگى ثبات و وحدت سياسى در گرو وحدت و هم گونگى عقايد است كه خود، ناشى از عدم تساهل مى باشد، در حالى كه تساهل و تكثر عقايد و تنوّع آراء موجب عدم انسجام و بر هم خوردن وحدت سياسى مى شود. بنابراين استدلال، از منظر سياسى، بايد به عدم تساهل قايل بود تا موجبات وحدت، يكپارچگى و انسجام سياسى را فراهم آورد.

    از سوى ديگر، در دفاع از تساهل، مى توان گفت: كوشش براى تحميل هم گونگى عقايد چنان پر هزينه و دشوار است كه به زحمت آن نمى ارزد و عمدتاً دلايـل حكـام سيـاسى براى عـدم تساهل، حفظ وضع موجود و ثبات سياسى است.
    اين هر دو استدلال قابل تأمل و مناقشه است; چه از يك سو، اساساً و منحصراً وحدت و ثبات سياسى در گرو وحدت و هم گونگى عقيدتى نيست و چه بسيارند كشورهايى كه در عين برخوردارى از ثبات سياسى، داراى تكثّر و تنوّع عقايد هستند. ثبات سياسى مقوله اى است كه خود به عوامل متعدد ديگرى وابسته است. علاوه بر اين، همواره چنين نيست كه حكومت ها و دولت هايى كه معتقد به تساهل هستند، خواهان تغيير وضع موجود نباشند و يا حكومت هايى كه قايل به عدم تساهل اند، حافظ وضع موجود و ثبات سياسى باشند; زيرا از يك سو، تساهل و عدم تساهل مقوله اى مستقل از ثبات و بى ثباتى سياسى است، هر چند ممكن است به عنوان يكى از عوامل مؤثر در آن باشد و از سوى ديگر، ثبات و بى ثباتى سياسى نيز مقوله اى است كه عنصرى همچون تساهل يا عدم تساهل لزوماً در آن مؤثر نيست.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  7. #7
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    ب ـ تساهل دينى

    مهم ترين استدلال در دفاع از تساهل و نيز ردّ آن از منظر دين چنين است:
    عمدتاً دلايل مذهبى معطوف به نتايج حاصل از اعتقادى خاص براى شخص است و مواردى همچون مصالح قدرت عمومى و نظم جامعه و مصلحت عمومى را در برنمى گيرد; چون ايمان واقعى، قلبى و صميمانه است و تظاهر به اعتقاد به معناى اعتقاد صحيح و راستين نمى باشد. بنابراين، تحميل عقايد و سخت گيرى در پذيرش عقيده موجب گسترش رياكارى بوده و از نظر دينى ناموجه است; زيرا غايت دين همان ايمان و اعتقاد اختيارى، داوطلبانه و واقعى است و اين با روش هاى غيرمتساهلانه و به ويژه خشونت بار ميسر نمى شود و تنها در گرو روش متساهلانه است كه اعتقاد و ايمان واقعى محقق مى گردد.

    بر عدم تساهل دينى نيز چنين استدلال مى شود كه سركوب عقايد بد و انحرافى مانع رشد و رواج آن ها و گسترش هوادارانش مى شود و از اين رو، در صورت عدم سركوب اين نوع عقايد، امكان القاى شبهه و اغفال مؤمنان ساده لوح بيش تر خواهد بود. و اين درست نيست كه گفته شود وقتى عقيده اى آزاد باشد، در نهايت، حقيقت بر كرسى خواهد نشست; زيرا چه بسا ممكن است غيرحقيقت حاكم و مستولى شود. بنابراين استدلال، رواج و اشاعه عقايد درست و صحيح در گرو روش غيرمتساهلانه و سركوب عقايد بد و انحرافى خواهد بود.
    در خصوص استدلال براى دفاع از تساهل دينى، بايد گفت:
    اولاً، اين گونه نيست كه همواره تظاهر به اعتقاد به معناى اعتقاد دروغين و تظاهر نكردن نيز به معناى اعتقاد راستين باشد; چه بسا در مواردى، تظاهر به يك اعتقاد، مطلوب و پسنديده باشد.
    ثانياً، تحميل عقايد لزوماً موجب اشاعه رياكارى نخواهد بود، بلكه اين موضوع در حد يك قضيه موجبه جزئيه قابل پذيرش خواهد بود.
    ثالثاً، از يك سو، غايت دين منحصراً اعتقاد اختيارى و داوطلبانه نيست و از سوى ديگر، اعتقاد و ايمان اختيارى تنها و صرفاًدر گرو روش متساهلانه نخواهد بود.
    اما در خصوص دفاع از عدم تساهل دينى، بايد گفت: اين گونه نيست كه براى شيوع نيافتن عقايد انحرافى، بايد به سركوب آن ها اقدام نمود و نيز چنين نيست كه از جمله راه هاى القاى كمتر شبهه در اذهان مؤمنان سركوب عقايد خرافى باشد و نيز در صورت آزاد بودن اعتقادات، در نهايت، زمينه انتخاب آگاهانه و آزادانه را براى مؤمنان واقعى فراهم خواهد كرد.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  8. #8
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    ج ـ تساهل فلسفى

    سرانجام، مهم ترين استدلال از منظر فلسفى در دفاع از تساهل، چنين است كه در اين منظر، به فرد بيش تر به عنوان غايت نگريسته مى شود; به اين معنا كه هر كس به عنوان موجودى تام و تمام، حق اظهار عقيده خود را دارد، خواه اين اظهار عقيده به مصلحت دين و دولت و حكومت باشد يا نباشد، هر چند فرد نبايد با اظهار عقيده به ديگران لطمه بزند. در واقع، بنابراين استدلال، اظهار عقيده تا زمانى كه ضرر جانى و يا مالى به ديگران نداشته باشد براى فرد آزاد است. از سوى ديگر، كسانى كه معتقد به عدم تساهل اند، به دليل همين قيد اخير و اين نكته است كه آزاد گذاشتن افراد براى اظهار هرگونه عقيده اى نه به مصلحت ساير افراد و نه به مصلحت جامعه است، بنابراين، همواره مصلحت افراد و به طور كلى، جامعه اقتضا مى كند كه افراد در اظهار عقايد و نظرهاى خود مصالح خود، ساير هم نوعان و جامعه خود را نيز در نظر بگيرند.

    در خصوص دليل دفاع از تساهل از منظر فلسفى، بايد گفت: اساساً چنين برداشتى كه حق مطلقِ اظهار عقيده را به فرد بدهيم، بدون اين كه مصلحت دين و يا دولت و حكومت را در نظر بگيريم، عملاً و در خارج، امكان وقوع ندارد. از اين رو، عملاً اين قيد كه اظهار نظر نبايد موجب ضرر و زيان به سايران باشد، گوياى همين موضوع بوده و به معناى عدم تساهل است و اين قيد عملاً تحقق تساهل را بىوجه مى كند.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  9. #9
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    انواع تساهل و تسامح

    بحث در خصوص انواع تساهل و تسامح، بر حسب نوع تفسير و نگرش به اين موضوع و نيز زاويه نگاه به آن متفاوت خواهد بود. در يك تقسيم بندى و بر مبناى نوع نگرش به اين موضوع، تساهل و تسامح به سياسى، جامعه شناختى و فلسفى تقسيم مى شود.
    الف ـ تساهل سياسى: اين نوع در واقع، به اين حقيقت اشاره دارد كه دانش و حقيقت وسيله اعمال سلطه حاكميت قرار گيرد; مثلاً، اين كه چون فقط اربابان كليسا به حقيقت دست يازيده اند، آنان حق اعمال حاكميت بر ديگران را دارند، چيزى است كه در هزاره قرون وسطا اتفاق افتاد.
    ب ـ تساهل جامعه شناختى: تساهل و تسامح با اين مبنا به اين موضوع اشاره دارد كه جوامع به سنّتى و جديد تقسيم مى شوند; در جوامع سنّتى، بحث تساهل و تسامح مربوط به مسأله نظارت اجتماعى است; بدين معنا كه جوامع سنّتى از نوعى حساسيّت نسبت به ارزش ها و هنجارهاى خود برخوردار بوده، با هر نوع رفتار مغاير با سنّت ها و آداب و مناسك خود مخالفت كرده و قايل به نوعى عدم تساهل هستند، در حالى كه اين بحث در جوامع صنعتى و جديد، مربوط به نوعى رفتار اجتماعى است و به قبول يا ردّ فرهنگ هاى ديگر مربوط مى شود. جوامع صنعتى جوامعى هستند كه در آن ها آزادى و مردم سالارى يافت مى شود و بيش تر اهل تساهل اند، بر خلاف جوامع سنّتى.
    ج ـ تساهل فلسفى: زاويه فلسفى بحث تساهل، كه به اين اصل اشاره دارد و مبناى تفكرات تكثّرگرا نيز مى باشد اين است كه حقيقت را مطلق بدانيم يا نسبى و اين را بپذيريم كه آنچه به عنوان حقيقت به آن رسيده ايم، ديگران نيز مى توانند به آن نايل آيند و بهره اى از آن داشته باشند و يا اين كه حقيقت قابل شناخت همه نبوده و يا قابل تقسيم به همه ازمنه و جوامع نيست.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





  10. #10
    همکارارشدتالارنگارخانه
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    27,440
    سپاس
    22,004
    سپاس شده 21,867 در 11,343 پست

    پیش فرض پاسخ : تساهل و تسامح از منظر دین

    در يك تقسيم بندى نيز تساهل را به «تساهل مثبت» و «تساهل منفى» تقسيم مى كنند.12 در فلسفه سياسى معاصر، تساهل منفى به معناى مداخله نكردن در كارهاى مردم و رها كردن آنان به حال خود است و اين كه هر كس در برخورد با مسائل زندگى، گزينش ها، و تصميم گيرى ها داراى آزادى كامل است و افراد حق دخالت در محدوده زندگى فردىِ ديگرى را ندارند. تساهل منفى خود داراى دو پيش فرض است:

    1. مردم قادر به ترسيم طرح زندگى خويش اند و مصلحت و خوب و بد زندگى و نيز راه و رسم آن را به خوبى مى دانند و قادرند خود تصميم بگيرند.
    2. مردم قادر به ترسيم طرح زندگى خويش نيستند، بر خلاف ديدگاه اول كه اختيار مطلق تعيين سبك و الگوى زندگى و تدوين نظام ارزشى افراد را بدون قيد و شرط به خود آنان مى سپارد، اين ديدگاه بر آن است كه سپردن ترسيم طرح زندگى به افراد، با ظرفيت محدود آنان سازگار نيست و واقعيت خطاپذيرى انسان در ادراكات و محدوديت ظرفيت هاى فكرى بشرى نمى تواند محور تصميم گيرى در مورد الگوى زندگى قرار گيرد.
    ديدگاه نخست در خصوص تساهل منفى ديدگاهى خوش بينانه و ديدگاه دوم بدبينانه است. در تساهل مثبت، از حقوق و آزادى هاى مردم براى دست يابى به اهداف زندگى حمايت مى شود، ولى در تساهل منفى، فرض بر اين است كه به دليل بلوغ فكرى و كمال عقلانى افراد جامعه، نبايد در امورشان دخالت نمود، در حالى كه در تساهل مثبت، به دليل خطاپذير بودن و عدم بلوغ فكرى، افراد قادر نيستند خود سبك و الگوى زندگى خويش را ترسيم نمايند.
    به اعتبارى ديگر، تساهل را به «تساهل دينى و اخلاقى»، «تساهل مطلق» و «نسبى» و سرانجام «تساهل در نظر و عمل» تقسيم كرده اند.13 تقسيمات ديگرى نيز وجود دارد كه بيان تفصيلى هر يك مجال ديگرى مى طلبد.
    بنــام خــداونــدی که داشــتن او جبـــران همه نداشــته های من اســـت

    گاهــی خــداوند درها را قفـــل می كنـــد و پنجـــره ها را می بنـــدد

    چـــه زیباســـت فکـــر کنیـــم طوفـــانی در راه اســـت

    خـــداوند نمی خواهـــد آسیبـــی به ما برســـــد ...





صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: 07-25-2013, 11:02 PM
  2. « مهمترین گروههای سیاسی لبنان »
    توسط مسیح در انجمن غرب و سیاست‌ خارجی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 06-19-2013, 03:24 AM
  3. زندگانی حضرت امام محمد باقر (علیه السلام )
    توسط ظهور در انجمن امام محمد باقر (ع)
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: 10-22-2012, 06:30 PM

بازدیدکنندگان این صفحه را از طریق جستجوی مطالب زیر یافته اند

تساهل

تسامح وتساهل مذهبي اسلامي 1

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما
دوستان ما
ما در شبکه های اجتماعی

گفتمان دینی با هدف مبارزه با افراط و تفریط در دین و به جهت اثبات این مهم که در هزاره سوم هم می توان با دید دینی زندگی آرام و راحتی داشت ، در سال 1387 آغاز به کار کرد و اکنون با بیش از پنجاه هزار کاربر بزرگترین انجمن دینی اجتماعی کشور است. برای ارتباط با گفتمان دینی با ایمیل goftomanedini@gmail.com در ارتباط باشید .

گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی