عقل میگوید بمان و عشق میگوید برو؛ و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمة خورشید نبرد، عشق را در راهی که میرود. تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصلهای نیست.
یاران! این قافله، قافله عشق است و این راه که به سرزمین طف در کرانة فرات میرسد، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان میرسد که: الرحیل. از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. این دعوت فیضانی است که علیالدوام. زمینیان را به سوی آسمان میکشد و… بدان که سینة تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی که در آن، چشمة خورشید میجوشد و گوش کن که چه خوشتر نمیدارد در تپیدن: حسین، حسین، حسین، حسین. نمیتپد. حسین حسین میکند.
یاران! شتاب کنید که زمین نه جای ماندن، که گذرگاه است… گذر از نفس به سوی رضوان حق. هیچ شنیدهای که کسی در گذرگاه. رحل اقامت بیفکند؟… و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا، و کدام انیسی از مرگ شایستهتر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد، حسین که از من و تو شایستهتر است. الرحیل، الرحیل! یاران شتاب کنید.
-عراقیها که اصلاً فکر نمیکردند ایران بخواهد و بتواند در هور عملیات کند، خیلی زود غافلگیر شدند. پیشروی در بیشتر جبههها با سرعت انجام میگرفت. قرار بر این بود هوانیروز حمل و نقل نیروها و تجهیزات را در طول عملیات انجام دهد. حوالی ساعت دو بامداد. اولین هلیکوپتر، فرماندههای سپاه و هوانیروز را وارد منطقه کرد.
آتش دشمن در محور طلائیه خیلی شدید بود. طوری که حجتالأسلام میثمی، مسئول نمایندگی امام در قرارگاه خاتمالأنبیاء که خودش در منطقه بود و بعدها هم شهید شد، گفت «هرکس در طلائیه ایستاد، اگر در کربلا هم بود میایستاد.» مأموریت حفظ طلائیه به عهدهی لشگر امام حسین (ع) بود.
همان شب فرمانده لشگر امام حسین (ع)، حاج حسین خرازی، داستان شب عاشورا را برای نیروهایش گفت و ازشان خواست اگر میخواهند، شبانه بروند. چند ساعت بعد دست خودش قطع شد؛ با ترکش خمپاره. در قسمت شمالی منطقهی عملیات، نیروها از رودخانه رد شدند و جادهی بصره به بغداد را مسدود کردند. روز چهارم عملیات هم نیروها به شهرالقرنه رسیدند. مردم در آن شهر هم به استقبال بچههای ایرانی آمدند و برایشان گوسفند قربانی کردند. عراق که تقریباً همه چیز را از دست داده بود. در شهرالعماره که نزدیکی منطقهی عملیات بود، وضع فوقالعاده اعلام کرد و مردم شهر را چه میخواستند، چه نمیخواستند با هلیکوپتر به منطقهی جنگی آورد؛ مدل عراقی نیروهای مردمی.
عراقیها هفتاد و دو ساعت با توپ و خمپاره و انواع و اقسام سلاحها روی جزیرههای شمالی و جنوبی آتش ریختند. محاسبات نشان میداد حدود یک میلیون گلوله و خمپاره در این دو جزیره فرود آمده بود.
توی همان روزها چند نفر از بهترین فرماندهان سپاه شهید شدند:
حاج ابراهیم همت فرمانده لشکر 27محمد رسول ا..و اکبر زجاجی معاونش.حمید باکری قائم مقام لشکر عاشورا و رسول یاغچیان قائم مقام دوم لشکر.
روزهای مجنون
3/12/62؛ عملیات خیبر اولین عملیات آبی- خاکی نیروها. در سه مرحله و در دو محور زید و هورالعظیم انجام شد. در این عملیات نیروها منطقهای به وسعت هزار کیلومتر مربع در هور و صد و چهل کیلومتر مربع را در جزایر مجنون و چهل کیلومتر مربع را در طلائیه به تصرف درآوردند.
20/12/63؛ عملیات بدر. در این عملیات. نیروها به علت ضعف پشتیبانی و عدم عقبههای متصل، بعد از شش شبانهروز نبرد از مناطق تصرف شده عقبنشینی کردند. در این عملیات نیروها مناطق نفتخیز هورالهویزه- جادهی الحچرده و جادهی استراتژیک بصره به بغداد را به تصرف درآوردند.
4/4/67؛ دشمن با آتش سنگین و بمباران شیمیایی، جزایر مجنون- کوشک را باز پس گرفت.










PM


Bookmarks